الجرار

🌐 تراکتور

این واژه می‌تواند به معنی «کشنده، تراکتور» یا در برخی کاربردها «کوزهٔ بزرگ» باشد؛ همچنین گاهی برای چیزی که می‌کشد یا می‌برد به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تراکتور

📌 کوزه ها

📌 کوزه‌ها

📌 کوزه

📌 یدک‌کش

📌 کاترپیلار

جمله سازی با الجرار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تعطل الجرار في منتصف الطريق، فاضطر العمال إلى إصلاحه فورًا.

تراکتور در وسط راه خراب شد، بنابراین کارگران مجبور شدند فوراً آن را تعمیر کنند.

💡 اشترى المزارع الجرار الجديد لتسهيل العمل في الأرض الواسعة.

کشاورز تراکتور جدید را خرید تا کار کردن روی زمین بزرگ را آسان‌تر کند.

💡 مكررة الرسالة ومغلقة الجرار حتى يعجز الرجال عن الهرب.

پیام تکرار شد و کوزه‌ها مهر و موم شدند تا مردان نتوانند فرار کنند.

💡 ‬فلم تتأخر السيدة بكتاو في تقديم الجرار إلى صاحبها دون أن تنقص منه‬ ‫شيئا

خانم بکتاو فوراً شیشه‌ها را بدون اینکه چیزی از آنها بگیرد به صاحبشان برگرداند.

💡 سحب الجرار المحراث في الحقل طوال النهار دون توقف.

تراکتور تمام روز بدون توقف شخم را در مزرعه کشید.

💡 حمل الزعيم هذه الجرار على ظهور بغال قادها إلى املدينة

رهبر این کوزه‌ها را بر پشت قاطرها بار کرد و آنها را به شهر برد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران