التنظيف
🌐 تمیز کردن
دیکشنری عربی به فارسی
📌 تمیز کردن
📌 پاکسازی
📌 پاک کننده
جمله سازی با التنظيف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لم يختفِ الزال بسرعة، بل استمر ظاهرًا في المكان حتى بعد التنظيف المتكرر.
لکه به سرعت از بین نرفت، اما حتی پس از تمیز کردن مکرر، همچنان در محل قابل مشاهده بود.
💡 وجد العمال وبقايا المواد القديمة داخل المخزن أثناء عملية التنظيف الأسبوعية.
کارگران در طول فرآیند نظافت هفتگی، بقایای مواد قدیمی را در داخل انبار پیدا کردند.
💡 ساعد التنظيف المنتظم للمكتب على تحسين الراحة والإنتاجية بين الموظفين.
نظافت منظم دفتر به بهبود راحتی و بهرهوری در بین کارمندان کمک کرد.
💡 أصبحت الحافة املساء هذا النوع من الأسطح أسهل في التنظيف اليومي.
لبه صاف این نوع سطح، تمیز کردن روزانه آن را آسانتر کرده است.
💡 وسخه المكان جعل التنظيف ضرورياً قبل استقبال الضيوف.
کثیفی آنجا، تمیز کردن قبل از پذیرایی از مهمان را ضروری میکرد.
💡 بعد التنظيف يشطف العامل الأرضية بالماء حتى تصبح أكثر لمعانًا ونظافة.
پس از تمیز کردن، کارگر کف را با آب میشوید تا براقتر و تمیزتر شود.
💡 ورفعنا الأثاث القديم من الغرفة قبل البدء في أعمال التنظيف والترتيب.
قبل از شروع تمیزکاری و مرتب کردن، مبلمان قدیمی را از اتاق خارج کردیم.
💡 أثناء التنظيف وجد المفتاح الضائع فالقيٰها في الدرج العلوي دون أن ينتبه أحد.
هنگام تمیز کردن، کلید گمشده را پیدا کرد و بدون اینکه کسی متوجه شود، آن را در کشوی بالایی انداخت.
💡 عاد العمال بسون المساء بعد يومٍ طويلٍ من التنظيف والترتيب.
کارگران عصر، پس از یک روز طولانی نظافت و مرتب کردن، برگشتند.
💡 لاحظنا أن ازاز النافذة كان نظيفًا جدًا بعد أن أكمل فريق التنظيف عمله.
متوجه شدیم که شیشه پنجره بعد از اینکه تیم نظافت کارشان را تمام کردند، خیلی تمیز شده بود.
💡 كان شيء کل في المطبخ مرتبًا بعد أن أنهت العائلة التنظيف مساء الجمعة.
بعد از اینکه خانواده عصر جمعه نظافت را تمام کردند، همه چیز در آشپزخانه مرتب بود.
💡 يبدأ العمال التنظيف كل صباح قبل فتح المتجر للزبائن.
کارگران هر روز صبح قبل از اینکه فروشگاه به روی مشتریان باز شود، شروع به تمیز کردن میکنند.