التعود

🌐 عادت

«التعود» یعنی «عادت کردن» یا «خو گرفتن». وقتی انسان یا موجودی به چیزی مکرر در معرض آن قرار گیرد و کم‌کم آن را طبیعی یا آشنا بداند، گفته می‌شود به آن «تعود» پیدا کرده است؛ مثلاً عادت کردن به یک روش زندگی، یک صدا یا یک رفتار.

فعل (verb)

📌 عادت کردن

📌 مستقر شدن در

اسم (noun)

📌 عادت کردن

📌 آشنایی

📌 حساسیت‌زدایی

جمله سازی با التعود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يساعد التعود على النظام اليومي في تحسين الإنتاجية وتقليل التشتت.

عادت کردن به یک برنامه‌ی روزانه به بهبود بهره‌وری و کاهش حواس‌پرتی کمک می‌کند.

💡 بعد أسابيع من التعود على المكان الجديد، شعر الطفل براحة أكبر.

بعد از هفته‌ها که به مکان جدید عادت کرد، کودک احساس راحتی بیشتری می‌کرد.

💡 لا يعني التعود على الخطأ أنه يصبح مقبولًا أو صحيحًا.

عادت کردن به یک اشتباه به این معنی نیست که آن اشتباه قابل قبول یا درست می‌شود.

💡 وجد أن التعود على المناخ البارد صعب عندما انتقل إلى الشمال.

وقتی به شمال نقل مکان کرد، عادت کردن به آب و هوای سرد برایش دشوار بود.

💡 بدأ الناس في التعود على تغيير أجهزة التلفزيون الخاصة بهم.

مردم کم‌کم به عوض کردن تلویزیون‌هایشان عادت کرده‌اند.

💡 ‬وكان لهذا أثره السيء في التعود على هذه‬ ‫اللذات االلكترونية المنقوصة؛ هو الرضا بها بديال عن استيفائها بالواقع‪

این امر تأثیر منفی بر عادت کردن به این لذت‌های الکترونیکی ناقص داشت؛ یعنی پذیرفتن آنها به عنوان جایگزینی برای ارضای آنها در واقعیت.

کلمات مرتبط