الانتظار

🌐 منتظر

به معنی «منتظر بودن، چشم‌به‌راه بودن» است و به حالتی اشاره دارد که شخص منتظر وقوع چیزی یا آمدن کسی باشد. این واژه هم در کاربرد روزمره و هم در متون ادبی و مذهبی رایج است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 صبر کن

📌 صف

📌 پارکینگ

📌 منتظر

📌 نگه داشتن

جمله سازی با الانتظار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وضعت الحقيبة بجانبي كي أتمكن من مراقبتها أثناء الانتظار في المطار.

کیف را کنارم گذاشتم تا بتوانم موقع انتظار در فرودگاه حواسم به آن باشد.

💡 لم يعد بوسعنا الانتظار أكثر، فقد تأخر القطار كثيرًا.

دیگر نمی‌توانستیم منتظر بمانیم؛ قطار خیلی تأخیر داشت.

💡 جلس المسافرُ بالراحة بعد يوم طويل من الانتظار في المطار.

مسافر پس از یک روز طولانی انتظار در فرودگاه، راحت نشست.

💡 طلب الحارس من الجميع الانتظار قليلًا قبل الإذن بالدخول.

نگهبان از همه خواست کمی صبر کنند و بعد اجازه ورود داد.

💡 ايه، لقد تأخر الحافل كثيرًا، لذلك قررنا الانتظار عند البوابة.

بله، اتوبوس خیلی دیر کرده بود، بنابراین تصمیم گرفتیم دم گیت منتظر بمانیم.

💡 لا يفضل بعض الناس زيارة املشفی إیل إلا عند الضرورة، بسبب طول الانتظار أحيانًا.

بعضی افراد به دلیل زمان انتظار طولانی، ترجیح می‌دهند جز در مواقع ضروری به بیمارستان مراجعه نکنند.

💡 كان يتمنى أن تتزوجها بعد سنوات من الانتظار والصبر.

او امیدوار بود که پس از سال‌ها انتظار و صبر، با او ازدواج کند.

💡 حضر الضيفان متأخرين، فوجدناهما بشعتا في غرفة الانتظار يتحدثان بهدوء.

دو مهمان دیر رسیدند و ما آنها را در اتاق انتظار با ظاهری افتضاح و در حالی که آرام صحبت می‌کردند، پیدا کردیم.

💡 شعر الطالب بـ املل أثناء الانتظار الطويل في قاعة الامتحان.

دانشجو در طول انتظار طولانی در سالن امتحان احساس کسالت کرد.