الادوات
🌐 ابزارها
دیکشنری عربی به فارسی
📌 ابزارها
📌 سازها
📌 ابزار
📌 گجتها
📌 جعبه ابزار
جمله سازی با الادوات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وطمأن برنانكي اعضاء اللجنة الى انه "مصمم على استخدام كل الادوات المتاحه له لتحفيز النشاط الاقتصادي وتحسين اداء اسواق المال".
برنانکی به اعضای کمیته اطمینان داد که «مصمم است از تمام ابزارهای موجود برای تحریک فعالیت اقتصادی و بهبود عملکرد بازارهای مالی استفاده کند».
💡 قمنا بإنشاء مجموعة من الادوات في، وسوف ندعمك على طول الطريق.
ما مجموعهای از ابزارها را ایجاد کردهایم و در تمام مسیر از شما پشتیبانی خواهیم کرد.
💡 بخير يا رجل ضع تلك الادوات هنا في الامام.
باشه، رفیق، اون وسایل رو بذار جلو.
💡 ترتب الادوات فوق الطاولة قبل بدء التجربة العلمية.
قبل از شروع آزمایش علمی، ابزارها را روی میز بچینید.
💡 اشترى العامل الادوات اللازمة لإصلاح الباب المكسور بسرعة.
کارگر ابزار لازم را برای تعمیر سریع درب شکسته خریداری کرد.
💡 يحتاج الطالب إلى الادوات المناسبة ليُنهي مشروعه المدرسي بدقة.
دانشآموز برای انجام دقیق پروژه مدرسه خود به ابزار مناسب نیاز دارد.