لغت نامه دهخدا
تحصیب. [ ت َ ] ( ع مص ) ریگ درافکندن و سنگ انداختن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( آنندراج ). || سنگ ریزه گستردن در مکان. ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ) ( ناظم الاطباء ). || ساعتی به شب خفتن در مُحَصَّب که مابین مکه و منی است. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ): ان عُمَرَ کان یری التحصیب سُنَّةً. ( اقرب الموارد ).