لغت نامه دهخدا
ثویه. [ ث َ وی ی َ ] ( ع اِ ) زن. || جای گوسپند و شتر. آغل شتران و گوسپندان. || مکان و جای. || سنگ توده پست که در صحرا سازند برای نشان.
ثویه. [ ث َ وی ی َ / ث ُ وی ی َ ] ( اِخ ) موضعی است نزدیک کوفه و در آن است قبور ابوموسی الاشعری و مغیرةبن شعبة و زیادبن ابی سفیان. و گویند زندانی است در یک فرسخی حیره که نعمان بن منذر محبوسین را آنجا زندانی میکرد. ( مراصد الاطلاع ).