دانشنامه اسلامی
کتاب مشتمل بر مقدمات ناشر و مؤلف و متن اثر در چهار فصل است. در فصول کتاب، دیدگاه شیعه در رابطه با اهل بیت(ع) مطرح و با استناد به منابع و سخنان علمای اهل سنت، ایرادات و شبهات مخالفان پاسخ داده شده است.
اولین فصل کتاب با معرفی اهل بیت(ع) آغاز شده است. نویسنده همانند دیگر علمای شیعی معتقد است که مطابق روایات، پیامبر خدا(ص) در سخن و در عمل اهل بیت(ع) را تعیین کرده اند. سپس حدیث کساء را از جمله احادیثی می داند که به صراحت اعلام می کند که آیه تطهیر درباره رسول اکرم(ص) و اهل بیت(ع) نازل شده است. نویسنده ابتدا به اسامی دوازده تن از پیشوایان اهل سنت و حفاظ حدیث که این روایت را از صحابه پیامبر(ص) نقل کرده اند، اشاره می کند؛ عایشه دختر ابوبکر، امّ سلمه همسر رسول خدا(ص)، عبداللَّه بن عباس، سعد بن ابی وقّاص، ابوالدرداء و انس بن مالک از جمله این افراد هستند. همچنین به نام و تاریخ وفات هجده تن از علمای اهل سنت که این حدیث را نقل کرده اند اشاره می کند؛ احمد بن حنبل شیبانی، پیشوای حنبلیها متوفای سال 241ق، عبد بن حمید کشّی، متوفای سال 249ق، مسلم بن حجّاج نیشابوری، صاحب صحیح، متوفای سال 261ق، ابوحاتم محمّد بن ادریس رازی، متوفای سال 277ق و محمّد بن عیسی ترمذی، متوفای سال 279ق، از آن جمله اند.
میلانی در ادامه تأکید می کند که حدیث شریف کساء در کتاب های صحیح شش گانه، مسندها و دیگر منابع حدیثی نقل شده است. سپس این حدیث شریف را به روایت احمد بن حنبل، مسلم، ابن اثیر، نسائی و حاکم نیشابوری می آورد. برخی از علمای اهل سنت گذشته از نقل این حدیث، به صحّت این حدیث اعتراف کرده اند که بیانگر اختصاص آیه کریمه به اهل بیت(ع) است؛ چراکه یا روایت یادشده را در صحیح خود آوردهاند و یا به درستی و صحّت آن تصریح کردهاند. از این افراد میتوان به اسامی ذیل اشاره کرد: مسلم بن حجاج و ابن حبّان این روایت را در صحیح خود نقل کرده اند و حاکم نیشابوری در المستدرک علی الصحیحین، به صحّت آن تصریح نموده است.
احادیث نقل شده در صحیحها، مسندها و کتابهای حدیثی با سندهای صحیح و بسیار زیاد، دو نکته را آشکار مینمایند:
در دومین فصل کتاب، دو دیدگاه مخالف نقد شده است. عکرمی بربری از مشهورترین زندیقانی بود که برای وارد کردن خدشه به اسلام روایت جعل کرد. بنا به دیدگاه دیگر منظور از اهل بیت در آیه شریفه، هم اهل بیت پیامبر و هم همسران ایشان هستند. ابن جوزی این دیدگاه را آورده و آن را فقط به ضحاک بن مزاحم نسبت داده است.