لغت نامه دهخدا
علی بدر. [ ع َ ی ِ ب َ ] ( اِخ ) ( مولانا... ) وی معاصرامیرتیمور گورکانی و از جمله شعرای دارالسلطنه هرات بود. و در سال 791 هَ. ق. که میرزا میرانشاه فرزند تیمور جهت دفع فتنه حاجی بیک جونی قربانی به هرات آمده و در باغ زاغان منزل کرده بود، مولاناعلی بنزد او رفت و قصیده ای در مدح وی سرود که مورد پسند میرزا میرانشاه واقع شد. ( از حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 550 ).