اریوس

لغت نامه دهخدا

اریوس. [ اَ ] ( اِخ ) مُرتدّ مشهور. مولد280 م. در اسکندریه و بقولی در قیروان ( سیرنائیک ) و متوفی در قسطنطینه به سال 336م. وی نخست پیرو لیکُپُلیس کشیش که در مصر فرقه ای تشکیل کرده بود، گردید. و سپس از طریقه وی بازگشت و بطریق اسکندریه آشیلاس او را بمرتبه کشیشی منصوب کرد. اریوس با معلومات و هنرهای خویش بمقامات عالیه نائل گردید. وی امیدوار بود که پس از مرگ آشیلاس قائم مقام او گردد ولی به آرزوی خود نرسید، و از آن پس بر اثر حَسَد آرام ننشست و برآن شد تا رقیب خویش الکساندر را براندازد. نویسندگان کاتولیک علت قیام اریوس رابر ضد عقیده کلیسا در باب الوهیت کلمه ، به طریق فوق نقل کرده اند اریوس ، چنانکه سن اپیفان گوید، دارای نفوذ بسیار و هوش کامل و دائم بمطالعه و تحقیق مشغول بود و به فلسفه افلاطون و رموز جدل مشائیین آگاهی داشت. و لما قال اریوس ، القدیم هو اﷲ و المسیح مخلوق ،اجتمعت البطارقة و المطارنة و الاساقفة فی بلد القسطنطنیة بمحضر من ملکهم و کانوا ثلثمائة و ثلثة عشر رجلاً و اتفقوا علی هذه الکلمة اعتقاداً و دعوةً. ( ملل و نحل شهرستانی چ 1288 ص 108 ذیل ملکائیه ). و او مؤسس مذهب اریانوسیه است.
اریوس. [ اَ ] ( اِخ ) رومی بن اصطفانوس بن بطلینس. ملقب برشید قومه. از علماء عزائم. او راست : کتابی که در آن ذکر اولاد ابلیس و تفرق آنان در بلاد و انساب جن و جز آن هست. ( ابن الندیم ).
اریوس. [ اَ ] ( اِخ ) معروف به المصاد. یکی از اطبای دوره فترت بین بقراط و جالینوس. ( عیون الانباء ج 1 ص 36 ).

فرهنگ فارسی

( آریوس ) کشیش ( و٠ اسکندریه حدود ۲۵۶ - ف٠۳۳۶ ٠ م ٠ )
یکی از اطبای دوره فترت بین ابقراط و جالینوس

فرهنگ اسم ها

اسم: آریوس (پسر) (کردی) (تلفظ: arius) (فارسی: آریوس) (انگلیسی: arius)
معنی: خورشید

دانشنامه آزاد فارسی

آریوس. آریوس (ح ۲۵۰ـ۳۳۶م)(Arius)
کشیش مصری. پایه گذار بدعتی در دین مسیحیت با نام آریانیسم، و منکر الوهیت کامل عیسی مسیح بود. در لیبی به دنیا آمد و در اسکندریه کشیش شد (۳۱۱م). چون در ۳۱۸م تکفیرش کردند، به فلسطین گریخت، ولی به سبب نشر عقایدش کنستانتین/قسطنطین، امپراتور روم، شورای نیقیهرا برای ختم غائله تشکیل داد (۳۲۵م). شورا آریوس و طرفدارانش را محکوم و تبعید کرد. او اتحاد ذات پسر با پدر را در اقانیم ثلاثه انکار کرد، هرچند معتقد بود خدا پیش از خلقت کائنات پسر خود عیسی را خلق کرده و سپس به واسطۀ او کائنات را آفریده است. زمانی که آریوس تکفیر شد، اسقف های بسیاری جانب او را گرفتند؛ در رأس آنان ائوسبیوس، اسقفِ نیکومِدیاو هم شاگردی او در انطاکیه، بود. آریوس مُبلّغی زبردست بود و در اثری با نام ضیافتآرای خود را در قالب تصنیف مطرح کرد. آتاناسیوس، شمّاسوقت اسکندریه، در رأس هواداران این عقیدۀ سنّتی بود که تأکید داشت پسر با پدر «هم ذات» (هوموئوسیوس) است و لذا این واژه کانون مبارزه شد. برمبنای اعتقادنامۀ سنّتی نیقیه آریوس محکوم و به ایلیریاتبعید شد، اما با حمایت های پیگیرانۀ ائوسبیوس بازگشت (۳۳۰م) و به حضور شخص امپراتور بار یافت. قسطنطین نتوانست آتاناسیوس را که در آن زمان اسقف اسکندریه بود راضی کند که آریوس را به کرسی پیشین خود بازگرداند و در ۳۳۵م او را به گُلتبعید کرد. سرانجام اَلکساندر، اسقف قسطنطنیه، با اکراه رضایت داد که آریوس از دست او عشای ربانی را تناول کند (۳۳۶م)، ولی آریوس پیش از مراسم ناگهان ناخوش شد و درگذشت.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم