لغت نامه دهخدا
جنادة. [ ج ُ دَ ] ( اِخ ) نام چند تن از صحابیان است. ( منتهی الارب ).
جنادة. [ ج ُدَ ] ( اِخ ) شهری است در اندلس در حدود طرکونه. خط آهن طرکونة از این شهر میگذرد و به لارده می پیوندد. ( الحلل السندسیه ج 2 ص 270 ).
جنادة. [ ج ُ دَ] ( اِخ ) ابن محمدبن حسین هروی ، مکنی به ابواسامة، لغوی نحوی. از بزرگان دانشمندان و لغت دانان است. وی علم خود از ابومنصور ازهری فراگرفت و از ابواحمد ازهری روایت کرد و سپس بمصر آمد و در آنجا اقامت گزید تابسال 399 هَ.ق. بدست یکی از حکام مصر منسوب به علویین بقتل رسید. ( معجم الادباء چ هندیة مصر ج 2 ص 426 ).