تورج

لغت نامه دهخدا

تورج. [ رَ ] ( اِخ ) نام بزرگترین پسران فریدون است که تور باشد و توران منسوب به اوست چنانکه ایران به ایرج. ( برهان ) ( آنندراج ). همان تور پسر فریدون. ( فرهنگ رشیدی ). به معنی نخست تور ( پسر فریدون ) است. ( فرهنگ جهانگیری ). نام پسر بزرگ فریدون واو را تور و توژ نیز گویند. و توران زمین به حصه اوبود. ( شرفنامه منیری ). پسر بزرگ فریدون که تور، نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تور و توران شود.

فرهنگ فارسی

یکی از سه پسر فریدون .
نام بزرگترین پسران فریدون است که تور باشد و توران منسوب به اوست چنان که ایران به ایرج .

فرهنگ اسم ها

اسم: تورج (پسر) (فارسی، پهلوی، اوستایی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: turaj) (فارسی: تورج) (انگلیسی: turaj)
معنی: نام پسر فریدون پادشاه پیشدادی، ( اَعلام ) نام پسر بزرگ فریدون، همان تور که توران منسوب به اوست، چنانکه ایران منسوب به ایرج است
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم