لغت نامه دهخدا
شمخ. [ ش َ ] ( ع مص ) بلند شدن کوه. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). بلند شدن. ( المصادر زوزنی ) ( تاج المصادربیهقی ) ( دهار ). سمق ( که سین به شین و قاف به خاء تبدیل شده است ). ( از نشوءاللغة ص 20 ). رجوع به سمق شود. || بینی خود را بالا کشیدن از راه تکبر و غرور. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ).
شمخ. [ ش َ م َ ] ( ع ص ) نیة شمخ ؛ نیت دور و بلند. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
شمخ. [ ش ُم ْ م َ ] ( ع ص ، اِ ) ج ِ شامخ. ( منتهی الارب )( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به شامخ شود.