لغت نامه دهخدا
خرم گشتن. [ خ ُرْ رَ گ َ ت َ ]( مص مرکب ) شاد شدن. خشنود شدن. خرم شدن : خبر ببهرام رسیده بود کی اپرویز را در دیری پیچیده اند و او خرم گشته بود. ( فارسنامه ابن بلخی ص 101 ).
خرم گشتن. [ خ ُرْ رَ گ َ ت َ ]( مص مرکب ) شاد شدن. خشنود شدن. خرم شدن : خبر ببهرام رسیده بود کی اپرویز را در دیری پیچیده اند و او خرم گشته بود. ( فارسنامه ابن بلخی ص 101 ).
شاد شدن خشنود شدن