لغت نامه دهخدا
جلغوزه. [ ج َ زَ / زِ ] ( اِ ) چیزی باشد مانند فستق و باریکتر از آن و درخت آنرا سوسن گویند. قوت باه دهد و منی بیفزاید و سنگ مثانه را بریزاند و آنرا بعربی حب الصنوبر الکبار خوانند. ( برهان ). چلغوزه.
جلغوزه. [ ج َ زَ / زِ ] ( اِ ) چیزی باشد مانند فستق و باریکتر از آن و درخت آنرا سوسن گویند. قوت باه دهد و منی بیفزاید و سنگ مثانه را بریزاند و آنرا بعربی حب الصنوبر الکبار خوانند. ( برهان ). چلغوزه.
=چلغوزه
چیزی باشد مانند فستق و باریکتر از آن و درخت آنرا سوسن گویند قوت باه دهد و منی بیفزاید و سنگ مثانه را بریراند و آنرا بعربی حب الصنوبر الکبار خوانند .