لغت نامه دهخدا
خبجه.[ خ َ ج َ ] ( اِ ) تمر هندی. خرمای هندی. ( از برهان قاطع ) ( از فرهنگ جهانگری ) ( از آنندراج ) ( از غیاث اللغات ) ( از ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ شعوری ج 1 ورق 379 ).
خبجه.[ خ َ ج َ ] ( اِ ) تمر هندی. خرمای هندی. ( از برهان قاطع ) ( از فرهنگ جهانگری ) ( از آنندراج ) ( از غیاث اللغات ) ( از ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ شعوری ج 1 ورق 379 ).
(خَ جِ ) (اِ. ) نک تمر.
( اسم ) تمرهندی.
خبجه ( به لهستانی: Chebdzie ) یک روستا در لهستان است که در گمینا موسکوژو واقع شده است. خبجه ۱۶۹ نفر جمعیت دارد.
نک تمر.