لغت نامه دهخدا
سیاه منصور. [ م َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بلوک شرقی بخش مرکزی شهرستان دشت دزفول. در 9 هزارگزی شمال شرقی دزفول. کنار راه شوسه شوشتر به دزفول. سکنه آن 200 تن. آب آن از رودخانه دز. محصول آنجا غلات، برنج، کنجد. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ساکنین از طایفه عشایر بختیاری می باشند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
سیاه منصور. [ م َ ] ( اِخ ) قریه ای است پنج فرسنگی میانه جنوب و مغرب خشت. ( فارسنامه ناصری ).
سیاه منصور. [ م َ ] ( اِخ ) از بلوکات گروسی حد شمالی سیلتان و جنوبی آن نیز سیلتان است. مرکز عربشاه، عده قری 25. مساحت 46 هزار و مترو جمعیت 3784 تن است. ( از جغرافیای طبیعی کیهان ).
سیاه منصور. [ م َ ] ( اِخ ) هفت فرسخ میانه شمال و مغرب بیدشهر. ( فارسنامه ناصری ).