لغت نامه دهخدا
ملکشهی. [ م َ ل ِ ش َ ] ( ص نسبی ) منسوب به ملکشه. ملکشاهی:
نعل سمندتو سزد، حلقه فرج استرت
تاج سر ملکشهی خاتم دست سنجری.خاقانی.و رجوع به ملکشاه و ملکشاهی و ملکشه شود.
ملکشهی. [ م َ ل ِ ش َ ] ( ص نسبی ) منسوب به ملکشه. ملکشاهی:
نعل سمندتو سزد، حلقه فرج استرت
تاج سر ملکشهی خاتم دست سنجری.خاقانی.و رجوع به ملکشاه و ملکشاهی و ملکشه شود.
💡 پادشهی ترا سزد ورنه بغیر لاغ نه کوکبهٔ ملکشهی حشمت و جاه سنجری