برنون

لغت نامه دهخدا

برنون. [ ب َ ] ( اِ ) دیبای تنک و حریر نازک. ( از برهان ) ( از آنندراج ). برنو. پرنو. پرنون. و رجوع به برنو و پرنون شود :
از پی طفلان آب وگل صبا فراش وار
بالش از بغدادی و بستر ز برنون ساخته.فلکی.

فرهنگ عمید

= پرنون

کوس یافتن یعنی چه؟
کوس یافتن یعنی چه؟
گروهبان یعنی چه؟
گروهبان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز