لغت نامه دهخدا
ابراهیمیه. [ اِ می ی َ ] ( اِخ ) نام قریه ای به واسط. || نام قریه ای به جزیره ابن عمر. || نام قریه ای به نهر عیسی ، و این قریه منسوب به ابراهیم الامام بن محمدبن علی بن عبداﷲبن عباس است.
ابراهیمیه. [ اِ می ی َ / ی ِ ] ( اِ ) طعامی است چون زیره با، و بجای سرکه زیره با در ابراهیمیه ، آب غوره یا سرکه مصعّد و یا مروّق به سَمید کنند و حَویجهای آن با عود و سنبل در کرباس بندند و در دیگ افکنند تا بوی خوش گیرد و قند وادویه حاره و بادام و گلاب نیز مزید کنند. و صاحب مؤیدالفضلا گوید این طعام را در فارس اسپست خوانند.