لغت نامه دهخدا
امام ابوجعفر. [ اِ اَ ج َ ف َ ] ( اِخ ) احمدبن محمدبن سلامةبن عبدالملک طحاوی. رجوع به ابوجعفر احمد... شود.
امام ابوجعفر. [ اِ اَ ج َ ف َ ] ( اِخ ) احمدبن محمدبن سلامةبن عبدالملک طحاوی. رجوع به ابوجعفر احمد... شود.
احمد بن محمد بن سلامه بن عبدالملک طحاوی .