لغت نامه دهخدا
امیل. [ اَ ] ( ع اِ ) کوه ریگ که درازی آن بقدر یک روز راه و عرض آن یک گره باشد، یاپشته ریگ. ج ، اُمُل . || ( اِخ ) نام جایی است. ( از ناظم الاطباء ).
امیل. [ اَ ] ( اِخ ) یوم الامیل ؛ جنگی که در آن بسطام بن قیس کشته شد، و آنرا یوم الحسن و یوم فلک الامیل نیز گویند. ( از مجمع الامثال میدانی ).
امیل. [ اِ ] ( اِخ ) ازاعلام فرنگی و نام کتاب نویسنده و فیلسوف مشهور فرانسوی ، ژان ژاک روسو است. رجوع به روسو ( ژان ژاک ) شود.