لغت نامه دهخدا
نظام الدین. [ ن ِ مُدْ دی ] ( اِخ ) ابن قطب الدین ( ملا... ) انصاری سهالوی لکهنوئی از فضلای قرن دوازدهم هندوستان است ، به سال 1161 هَ. ق. درگذشت. او راست : شرح مسلم الثبوت در اصول فقه ، حاشیه بر شرح هدایةالحکمة ملاصدرا. ( از الاعلام زرکلی ج 8 ص 360 ).
نظام الدین. [ ن ِ مُدْ دی ]( اِخ ) ( خواجه ) ابوالعلاء گنجوی. رجوع به ابوالعلاء گنجوی و نیز رجوع به مجمعالفصحا چ مصفا ج 1 ص 199 شود.
نظام الدین. [ ن ِ مُدْ دی ] ( اِخ ) ابوالفتح فخرالملک پسر خواجه نظام الملک است ، وی بعد از پدر به وزارت برکیارق رسید و به سال 500 هَ. ق. کشته شد. رجوع به تاریخ ادبیات در ایران ، دکتر صفا ج 2 ص 907 شود.
نظام الدین. [ ن ِ مُدْ دی ]( اِخ ) ابوالمعالی نصراﷲ. رجوع به ابوالمعالی شود.
نظام الدین. [ ن ِ مُدْ دی ] ( اِخ ) احمد از علمای قرن یازدهم و معاصربا شاه عباس ثانی صفوی است ، وی کتاب فرس نامه را به فرمان این پادشاه تألیف کرده است. ( از ریحانة الادب ج 4 ص 209 ). و نیز رجوع به اعیان الشیعه ج 8 ص 347 شود.
نظام الدین. [ ن ِ مُدْ دی ] ( اِخ )احمد ( سید... ) بن ابراهیم بن سلام اﷲ دشتکی شیرازی ملقب به سیدالعلماء و سلطان الحکماء از علمای قرن دهم و یازدهم هجری است او راست : اثبات الواجب الصغیر، اثبات الواجب الکبیر، اثبات الواجب الوسیط. وی به سال 1015 هَ. ق. درگذشت. ( از ریحانة الادب ج 4 ص 210 ). و نیز رجوع به الذریعه ج 2 ص 103 و اعیان الشیعه ج 8 ص 374 شود.
نظام الدین. [ ن ِ مُدْ دی ]( اِخ ) احمد ( سید... )بن محمد معصوم بن سید نظام الدین احمدبن ابراهیم دشتکی شیرازی ، از شاعران و دانشمندان قرن یازدهم است وی به دعوت عبداﷲ قطب الدین شاه حکمران دکن به هندوستان مهاجرت کرد و در حیدرآباد ساکن شد و نزد قطب شاه تقرب یافت و ریاست علمی آن نواحی بدومفوض گشت و به سال 1086 هَ. ق. در همانجا وفات یافت. ( از ریحانة الادب ج 4 ص 210 ). و نیز رجوع به سلافة العصر و الذریعه ج 2 ص 103 و اعیان الشیعه ج 8 ص 374 شود.