مهره دار. [ م ُ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) مهره دارنده. صیقلی کرده و جلا داده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به مهره در این معنی شود. || که مهره داشته باشد. دارنده مهره:
بسته چو حقه دهن مهره دار
راهگذر مانده یکی مهره وار.نظامی. || جانور که ستون فقرات دارد:
هم در او افعی گوزن آسا شده تریاقدار
هم گوزنانش چو افعی مهره دار اندر قفا.خاقانی.رجوع به مهره داران شود.
(صفت ) آنکه دارای مهره است ذی فقار. یا مهره داران. نام عام کلیه جانوران استخواندار جانورانی که دارای استخوان میباشد و بالمال صاحب تیره پشت ( ستون فقرات ) هستند استخوانداران ذی فقاران ذوفقاران.
{vertebratus} [علوم جَوّ] ابری که ترتیب اجزای آن تجسمی از مهره ها یا دنده ها یا استخوان بندی ماهی است؛ این اصطلاح عمدتاً همراه با ابر پرسا می آید
مهره دار (ابر). مهره دار ابری است که ترتیب اجزای آن تجسمی از مهره ها یا دنده ها یا استخوان بندی ماهی است؛ این اصطلاح عمدتاً همراه با ابر پرسا می آید
مُهره دار (vertebrate)
جانوری با ستون مهره. ۴۱هزار گونه از مهره داران در رده های پستانداران، پرندگان، خزندگان، دوزیستان، و ماهی ها طبقه بندی می شوند. این گروه بیشتر شامل جانوران بزرگ است، امّا از نظر تعداد گونه ها فقط بخش بسیار کوچکی از جانوران دنیا را دربر می گیرد. در طبقه بندی جانوری، گروه مهره داران زیر گروه شاخۀ طناب داران است. کونودونت، موجودی شبیه مارماهی متعلق به دورۀ کامبرین، از نخستین مهره داران بوده است. سنگوارۀ این مهره دار در افریقای جنوبی کشف شد (۱۹۹۵). کونودونت ها ۵۲۰ میلیون سال پیش پیدا شدند و حدود ۵۰ میلیون سال با شکار ماهی های اولیه تغذیه و زندگی می کردند.