لغت نامه دهخدا
موجزی. [ ج َ ] ( حامص ) صفت موجز.اختصار. ایجاز. مختصر بودن. موجز بودن :
پند حجت را بخوان و درس کن زیرا که هست
چون قران از محکمی وز نیکویی و موجزی.ناصرخسرو.
موجزی. [ ج َ ] ( حامص ) صفت موجز.اختصار. ایجاز. مختصر بودن. موجز بودن :
پند حجت را بخوان و درس کن زیرا که هست
چون قران از محکمی وز نیکویی و موجزی.ناصرخسرو.