لغت نامه دهخدا
( مجیدآباد ) مجیدآباد. [ م َ ] ( اِخ ) ( قلعه نو ) دهی از دهستان اراضی نیزار است که در بخش مرکزی شهرستان قم واقع است و 100 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
مجیدآباد.[ م َ ] ( اِخ ) دهی از بخش تجریش شهرستان تهران که 100 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران، ج 1 ).
مجیدآباد. [ م َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش قیدار است که در شهرستان زنجان واقع است و 402 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).
مجیدآباد. [ م َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان گوارئیم است که در بخش مرکزی شهرستان اردبیل واقع است و 238 تن سکنه دارد. ( ازفرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
مجیدآباد. [ م َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان مرحمت آباداست که در بخش میاندوآب شهرستان مراغه واقع است و 215 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
مجیدآباد. [ م َ ] ( اِخ ) ( تازه کند ) دهی از دهستان رودقات است که در بخش مرکزی شهرستان مرند واقع است و 120 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).