لغت نامه دهخدا
قاپان. ( ترکی اِ ) قپان. کپان:
یکی دیبا فروریزد ز رزمه
یکی دینار برسنجد بقاپان.عنصری.رجوع به قپان شود.
قاپان. ( ترکی اِ ) قپان. کپان:
یکی دیبا فروریزد ز رزمه
یکی دینار برسنجد بقاپان.عنصری.رجوع به قپان شود.
( اسم ) ترازویی که یک پله دارد و بجای پله دیگر سنگ را از شاهین آن آویزند قسطاس.