فخرالزمان

لغت نامه دهخدا

فخرالزمان. [ ف َ رُزْ زَ ] ( اِخ ) ابوالمحاسن ، مسعودبن علی بیهقی. رجوع به مسعود شود.

فرهنگ اسم ها

اسم: فخرالزمان (دختر) (عربی) (تلفظ: faxrozzamān) (فارسی: فخرالزمان) (انگلیسی: fakhrozzaman)
معنی: شخص برجسته و مایه مباهات در زمان خود، شخص برجسته، گزیده، و مایه ی مباهات در زمان خود، گزیده که مایه مباهات در زمان خود است
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم