زباله سوز

فرهنگستان زبان و ادب

{incinerator} [مهندسی محیط زیست و انرژی] کورۀ سوزاندن پسماندها در شرایط واپاییده
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم