دادبخش. [ب َ ] ( نف مرکب ) عدالت بخش. بخشنده عدل : بنام بزرگ ایزد دادبخش که ما را ز هر دانش او داد بخش.نظامی.چنان داند آن خسرو دادبخش که چون مادر این بوم راندیم رخش.نظامی. || ( اِخ ) خدای تعالی : ببخشای بر من تو ای دادبخش که از خون دل گشت رخساره رخش.فردوسی.
فرهنگ عمید
بخشندۀ عدل وداد، داددهنده، عادل.
فرهنگ اسم ها
اسم: دادبخش (پسر) (فارسی) (تلفظ: dād bakhš) (فارسی: دادبخش) (انگلیسی: dad bakhsh) معنی: بخشندۀ عدل و داد، داد دهنده، عادل، از نام های خداوند تعالی، دادگر، ( به مجاز ) خداوند