لغت نامه دهخدا
چون خداوند سخا در کف راد تو بدید
گفت با بخشش تو بس نبود بیت المال.فرخی.و درخواست که بوجهی نیکوتر امیر را گویند و باز نمایند که از بیت المال بر اوچیزی بازنگشت. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 370 ). اگر این دزدیها و خیانت ها که ابوالقاسم کثیر و شاگردان وی کرده اند دریابی و بیت المال بازآری خوب پسندیده کرده باشی. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 242 ). و قرارداد که از آن کوره جمله دوهزار درم خدمت بیت المال کنند. ( فارسنامه ابن البلخی ص 11 )... و جزیت و حقوق بیت المال بطور استقصاء بشناسند. ( کلیله و دمنه ).
نماند کس که ز انعام تو بروی زمین
نیافت بیت المال و نساخت باب الطاق.خاقانی.نداند که خزانه بیت المال لقمه مسکین است. ( گلستان ). || خزانه دولت : گشتاسب بفرمود تا کبیسه کردند... و گفته این روز را نگاهدارید و نوروز کنید که سرطان طالع عمل است و مر دهقانان را و کشاورزان را بدین وقت حق بیت المال دادن آسان بود. ( نوروزنامه ). || مطلق مالیات حقوق دیوانی. || ( اِخ ) در علم احکام نجوم بیت المال پس از بیت النفس باشد و آن بیت دوم است. ( یادداشت بخط مؤلف ) :
باز وقت ظفر به بیت المال
سگ تر دیده ام ز طالع خویش.خاقانی.