لغت نامه دهخدا
پشّه ز چه یک روز زید پیل چه صد سال
زیرا ز پشه پیلان با رنج و عنااند.ناصرخسرو.و این قاعده را فارسی زبان در شعر نسبت به کلمات عربی هم معمول میدارد چون حد، مر، حق ، رب و...:
گر عادلی از طاعت بگذار حق رزق
بنگر به بصیرت که بران ره بصرااند.ناصرخسرو.آنها که ندانند به طاعت حق روزی
بر جور و جفااند نه بر عدل و وفااند.ناصرخسرو.یا رب چه شد این خلق که با آل پیمبر
چون کژدم و مارند و چو گرگان فلااند.ناصرخسرو.و رجوع به ماده بعد شود.
تشدید. [ ت َ ] ( اِ ) علامتی چون سرسین « » که بر روی حرفی گذارند تا مشدد تلفظ شود. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). نام علامت املایی مانند دندانه های سین که چون آن را بر بالای حرفی گذارند آن حرف دو مرتبه خوانده شود. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ماده قبل شود.