لغت نامه دهخدا
و نحن بسهب مشرف غیر منجد
و لامتهم فالعین بالدّمع تذرف.
|| در اصطلاح نام جزء مرکبی است که کل از آن واز غیر آن ترکیب شود. ( از تعریفات جرجانی ).
- بعض اوقات ؛ گاه گاهی. پاره ای اوقات.
- بعض مردم ؛ پاره ای از مردم. دسته ای از مردم.
بعض. [ ب َ ] ( ع مص ) گزیدن و اذیت کردن پشه کسی را. ( از متن اللغة ). آزار دادن پشه کسان را. ( از اقرب الموارد ).