تذکر
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
۲. به یاد آوردن، یاد کردن.
۳. یادآور شدن.
۴. [قدیمی] پند گرفتن.
فرهنگ فارسی
۱-( مصدر ) بیاد آمدن بیاد آوردن یاد آور شدن . ۲- پند گرفتن . ۳- ( اسم ) یاد آوری . ۴- پند گیری . جمع : تذکرات .
دانشنامه آزاد فارسی
(یا: اخطار) در حقوق انگلیس، اصطلاح قانونی برای اخطار پلیس هنگام بازجویی متهم که باید به صورت جملۀ زیر بیان شود: «شما مجبور به گفتن هیچ مطلبی نیستید، مگر آن که خودتان بخواهید، اما آنچه بگویید ممکن است به عنوان مدرک و بیّنه علیه شما در دادگاه استفاده شود». به اشخاصی که رسماً دستگیر شده اند نیز باید تذکر داده شود که مجبور نیستند در ادارۀ پلیس یا با مأمور پلیس به سر برند، اما اگر خود به این کار رضایت دهند، در صورت تمایل می توانند از مشورت حقوقی بهره مند شوند. پس از قطع بازجویی و هنگام دستگیری، باید تذکر فوق مجدداً به متهم تفهیم شود. این تذکر قانونی بر یک اصل کلی حقوقی در انگلستان استوار است که هیچ شخصی موظف به ارائۀ اطلاعاتی که ممکن است او را در معرض اتهام قرار دهد نیست و در جریان رسیدگی کیفری، نمی توان از سکوت شخص علیه او استفاده کرد. با وجود این، خودداری از ارائۀ نام و آدرس، هنگامی که به شخصی تفهیم اتهام شده است، ممکن است منجر به بازداشت متهم شود.
دانشنامه اسلامی
معنی تَذْکُرُ: یاد می کنی
معنی تَذَکَّرَ: متذکر شد - پند گرفت
معنی ذُکِّرُواْ: تذکر داده شدند
معنی ذُکِّرُواْ بِهِ: به آن تذکر داده شدند
معنی ذُکِّرْتُم: تذکر داده شدید - یادآوری شدید
معنی ذَکِّرْهُمْ: به آنان تذکر ده - به آنان یاد آوری کن
معنی مُذَکِّرٌ: تذکر دهنده - یادآور
معنی ذِکْرَیٰ: تذکر دادن (به معنای کثرت ذکر است یا مبالغه در ذکر است و ذکر یعنی یاد کردن)
معنی مَوْعِظَةِ: اندرز - موعظه - نصیحت - پند (از ماده وعظ به معنای بازداشتن و منع کردن کسی از کاری همراه با ترسانیدن . و نیز وعظ به معنای تذکر دادن است به انجام عملی خیر ، به بیانی که دل شنونده را برای پذیرفتن آن تذکر نرم کند)
ریشه کلمه:
ذکر (۲۹۲ بار)
[ویکی فقه] تذکر (ابهام زدایی). تذکر ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • تذکر (فقه)، همسان شدن زن با مرد در رفتار جنسی، در مقابل تخنث• تذکر (فلسفه)، اصطلاحی فلسفی در مبحث شناخت
...
[ویکی فقه] تذکر (فقه). تذکّر یعنی همسان شدن زن با مرد در رفتار جنسی که در مقابل تخنث است.
تذکّر آن است که زنی میل داشته باشد همچون مرد از دیگر زنان بهره جنسی برد و با آنان رفتار جنسی از نوع رفتار جنسی مرد با زن داشته باشد. از این عنوان در باب تجارت و حدود سخن رفته است.همجنس بازی حرام و موجب ثبوت تعزیر است و رسول اکرم صلّی اللّه علیه و آله چنین زنی را لعن کرده است.
[ویکی فقه] تذکر (فلسفه). تَذَکُّر، اصطلاحی فلسفی در مبحث شناخت که به معنی یادآوری دانسته هایی است که فراموش شده اند و با آن که بالفعل در ذهن حاضر نیستند، انسان می تواند دوباره آن ها را دریابد.
مطابق دیدگاه عقل گرایانۀ افلاطون ، تمامی دستمایۀ ما در شناخت، خاطره ای است از جهانی پیشین که با خدایان می زیسته ایم و نظری مستقیم و بدون واسطه از ایده ها (مُثُل) داشته ایم.
← ارکان تذکر در فلسفه افلاطون
در رسالۀ منون سقراط ثابت می کند که قابلیت به عنوان امری متعلق به روح، آموختنی نیست و از این رو، هیچ دانشی نمی تواند آموختنی باشد. همان گونه که تکه تکه شدن و سوزندگی را نمی توانیم به اشیاء تحمیل کنیم، هیچ قابلیت دیگری را هم نمی توانیم به انسان تعلیم دهیم. پس اصولاً برای قابلیت، آموزگاری وجود ندارد. در این رساله اشاره ای صریح به «مثل» دیده نمی شود، اما در رسالۀ فایدون توضیح بیشتری در این باره آمده است.
دیدگاه ارسطو
آغازگر انتقاد از نظریۀ تذکر، ارسطوست که سخت ترین و اساسی ترین ایرادها را بر آن وارد ساخته است. از دیدگاه ارسطو ، علم حاصل تجربه است و آن از راه حافظه به دست می آید. از این رو، از نظر ارسطو، معقولات از محسوسات جدا نیستند و از طریق محسوسات وارد ذهن می شوند، در حالی که به عقیدۀ افلاطون معرفت حقیقی تنها به امور معقول تعلق می گیرد و در نتیجه نقش محسوسات که خود صرفاً سایه ها و روگرفت های صورند، بیش از این نیست که زمینۀ یادآوری معقولاتی را که در عالم برین آموخته ایم، فراهم کنند. از نظر ارسطو، اندیشۀ انسان از هر گونه شناخت فطری و پیشین تهی است و ذهن از راه تجربه و انتزاع به شناخت مفاهیم کلی دست می یابد. حافظه یا ذاکره قوۀ نگهداری سادۀ ادراک های گذشته است و ذهن در بازگشت خود به خودی به آن ادراک ها مواد استقرا را برای رسیدن به کلیات فراهم می آورد.
تذکر در فلسفۀ اسلامی
...
ویکی واژه
پند گرفتن.
یادآور شدن.