درد

لغت نامه دهخدا

درد. [ دَ ] ( اِ ) وجع. الم. تألم. هو ادراک المحسوس المنافی، من حیث هو مناف. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). درد، خبر یافتن است ازحال ناطبیعی. ( ذخیره خوارزمشاهی ). رنج تن و رنج روح و رنج دل و آزار و وجع و الم. ( ناظم الاطباء ). رنج شدید عضوی یا عمومی که تحملش دشوار باشد. احساس نامطبوع ناشی از تحریک سخت انتها یا تنه عصب، این احساس توسط عصب به مراکز شعوری مخ منتقل و درک می شود. ( دائرةالمعارف فارسی ). مقابل درمان. و دمادم، بی انجام، پابرجا، فراخ، کهن و لنگ از صفات، و زهر از تشبیهات اوست. و بدرد آمدن و آوردن هر دو مستعمل. ( از آنندراج ). خلج. ( دهار ). خوب. ( منتهی الارب ). داء. ظبظاب. قوباء. ( دهار ). وتغ. وذیة. ( منتهی الارب ). وصب. ( دهار ).معرب آن نیز درد است، گویند: ما دردک یا فلان ؟ أی ماخطبک؛ کار و شأن و حال چیست و چه می کنی ؟ ( از دزی ج 1 ص 432 ). درد با کلماتی دیگر ترکیب شود، چون: استخوان درد، پادرد، پستان درد، پشت درد، پهلودرد، چشم درد، خوی درد، دست درد، دل درد، دندان درد، زانودرد، سردرد، سینه درد، شکم درد، کمردرد، کوره درد، گردن درد، گرده درد، گلودرد، گوش درد، بادرد، بی درد، پردرد، هم درد. رجوع به هر یک از این ترکیبات در ردیف خود شود:
سخن زهر و پازهر و گرم است و سرد
سخن تلخ و شیرین و درمان و درد.بوشکور.شادیت باد چندان کاندرجهان فراخا
تو با نشاطو راحت، با رنج و درد اعدا.دقیقی.تکاور ز درد اندرآمد بسر
جدا گشت از او سعد پرخاشخر.فردوسی.تو دانسته ای درد و تیمار من
ز بهر تو با شاه پیکار من.فردوسی.چو بگسست زنجیر بی توش گشت
بیفتاد و زآن درد بیهوش گشت.فردوسی.بدانگه که یابی تنت زورمند
زبیماری اندیش و درد و گزند.فردوسی.نفرین کنم ز درد فعال زمانه را
کو داد کبر و مرتبت این کوفشانه را.شاکر بخاری.مثل زنند کرا سر بزرگ، درد بزرگ
مثل درست خمار از می است و می ز خمار.ابوحنیفه اسکافی.گشت ساکن ز درد، چون دارو
زن بماچوچه در دهانش ریخت.پروین خاتون.منم بیمار و نالان زین شب تار
که در شب بیش باشد درد بیمار.( ویس و رامین ).چون به زمین آمد اگر دستی نرم بر وی نهند... درد آن با پوست باز کردن برابر باشد. ( کلیله و دمنه ). چون ایام رضاع به آخر رسید در مشقت تعلم و تأدب... و مضرت دردو بیماری افتد. ( کلیله و دمنه ). هر کرا دردی باشد با هر کسی باید گفت که درمان او ز کمتر کسی بدست آید.( از سیاست نامه خواجه نظام الملک ).

فرهنگ معین

(دَ ) [ په. ] (اِ. ) ۱ - رنج، آزار. ۲ - ناخوشی، بیماری. ۳ - محنت، اندوه.
(دُ رْ دْ ) (اِ. ) رسوب و ته نشستِ مایعات، به ویژه شراب.

فرهنگ عمید

۱. (پزشکی ) رنج، ناخوشی.
۲. [مجاز] بیماری.
آنچه از مایعات خصوصاً شراب ته نشین شود و در ته ظرف جا بگیرد، لای، لرد، دارتو.

فرهنگ فارسی

رنج، ناخوشی، بیماری
( اسم ) ۱ - آنچه که از مایعات ( مانند روغن شراب ) ته نشین شود. ماده کدری که در قعر ظرف مایعات رسوب کند. ۲ - انتها آخر.

دانشنامه عمومی

دَرد یک احساس ناراحت کننده؛ غالباً ناشی از محرک های شدید یا آسیب رسان است.
انجمن بین المللی مطالعه درد، درد را چنین تعریف می کند: «یک تجربه حسی و عاطفی ناخوشایند مرتبط با آسیب دیدگی بافتی، یا شبیه آن. »
درد احساسی رایج است؛ که به دنبال تجاربی مانند نیشگون پوست، سوختن انگشت، تماس نمک با زخم و ضربه خوردن به استخوان آرنج و دیگر حالت های شبیه به این ها بروز می کند.
درد ما را به این انگیزه وامی دارد که از شرایط بالقوه مخرب دوری کنیم، از بخش آسیب دیده بدن تا هنگام بهبودی مراقبت کنیم و از تکرار شرایط یاد شده در آینده پیش گیری کنیم. درد نتیجه تحریکی از سلول های گیرنده حس درد ( Nociceptor ) در سیستم عصبی محیطی ( غیر مرکزی، جانبی ) یا آسیب یا خرابی سیستم عصبی مرکزی است. بعضاً دیده شده درد در نواحی چپ بدن، رابطهٔ مستقیم با خارش پشت فرد دارد. بیش تر دردها بی درنگ پس از آن که محرک دردناک حذف می شود برطرف شده و بدن التیام می یابد، اما گاهی درد همچنان با وجود حذف محرک ها و بهبود ظاهری بدن ادامه می یابد؛ و گاهی درد ناشی به دلیل فقدان شرایط قابل تشخیص، آسیب یا آسیب شناسی افزایش می یابد
درد، شایع ترین دلیل مراجعه به پزشک در ایالات متحده است. در بسیاری از شرایط پزشکی، درد علامت مهمی است و به میزان قابل توجهی با سلامت یک فرد و عملکرد کلی او در ارتباط است. حمایت اجتماعی، پیشنهاد هیپنوتیزم، تداخل هیجان در ورزش یا جنگ، حواس پرتی، همه نقش قابل توجهی در کم کردن شدت درد دارند.
درد حاد معمولاً با بیماری و زخم همراه است. درد حاد می تواند کوتاه مدت باشد؛ مثل گزیدگی با نیش حشره، یا هفته ها به طول بینجامد مثل سوختگی. هنگامی که شخصی به درد حاد مبتلا می شود، دقیقاً می داند که چه محلی آسیب دیده است. گاهی درد حاد به درد شدید گفته می شود که می تواند پروسه طولانی یک بیماری را نیز شامل شود.
، درد مزمن معمولاً بیان کننده دردی است که بیش از شش ماه از زمان آن گذشته و پایان آن قابل پیش بینی نیست. معمولاً به طور خیلی آهسته التیام می یابد مانند سوختگی ها، و حتب ممکن است به مرگ نیز منجر شود. از دیگر خصوصیات درد مزمن این است که در بعضی موارد علت آن کاملاً مشخص نیست، اغلب درد مزمن فرد را از کار انداخته و و زندگی او را با مشکل مواجه می کند. بیماران با درد مزمن تجارب طولانی تری نسبت به درد دارند و ممکن است درد آن ها مدام عود کند.
درد (فیلم ۱۹۸۱). درد ( به هندی: Dard ) فیلمی محصول سال ۱۹۸۱ و به کارگردانی آمبریش سانگال است. در این فیلم بازیگرانی همچون دیلیپ کومار، راجش خانا، هما مالینی، پونام دیلون و پورنیما باگیاراج ایفای نقش کرده اند.
درد (فیلم ۲۰۱۲). دِرِد ( به انگلیسی: Dredd ) فیلمی در ژانر علمی–تخیلی و اکشن به کارگردانی پیت تراویس و نویسندگی و تهیه کنندگی الکس گارلند است که در سال ۲۰۱۲ منتشر شد.
داستان فیلم در یک شهر پر خشونت در آینده رخ می دهد که در آن پلیس ها اجازه قضاوت، داوری و اجرای حکم را دارند. یک مأمور پلیس به همراه کار آموز خود برای از بین بردن یک گروه گنگستری که در کار تولید و توزیع داروهای خاصی هستند، تیمی را تشکیل می دهد تا آن ها را از بین ببرد.
دنیای آینده در حال نابودی خودش است و زمین پر از تشعشعات اتمی است به همین خاطر از بوستون تا واشینگتن دیواری بزرگ کشیده شده است و مردم درون این حصارها زندگی می کنند. در این دنیای جدید خلافکاری به شدت رشد پیدا کرده است اما کسانی نیز خواستار عدالت اند و قاضی نام گرفته اند. قاضی ها در اصل پلیس هایی هستند که می توانند نقش هیئت منصفه و قاضی را اجرا کنند و برای متهمان بدون جلسه دادگاه حکم صادر کنند.
تعداد زیادی از مردم به خصوص کسانی که یتیم شده اند خواهان قاضی شدن هستند در این میان اندرسون دختری با موهای زرد و ذهنی جهش یافته که در صد متری دیوار به دنیا آمده است و پدر و مادرش را بر اثر تشعشعات هسته ای از دست می دهد، او در آزمون دادگستری با نمرهٔ ۳ درصد زیر حد قابل قبول رد می شود اما رئیس دادگستری که از توانایی های او اطلاع دارد یک شانس دیگر به او می دهد و او را به دست قاضی مشهور درد می سپارد تا صلاحیت قاضی شدن او را تأیید کند. در اولین ماموریتشان آنها باید به ساختمان درخت هلو بروند، جایی که سه جنازه پیدا شده، بعد از بررسی جنازه ها نگهبان ساختمان به آن ها می گوید که با گروه ماما درگیر نشوند، به گفته او ماما سابقاً یک فاحشه بوده اما از وقتی که یکی از مشتری هایش صورت او را خراب کرده از آن شغل بیرون آمده و ظرف مدت کوتاهی توانسته کنترل درخت هلو را بدست بگیرد.
درد آدرس خانه ماما را از نگهبان می گیرد و آن ها به آنجا حمله ور می شوند و یکی از اعضای اصلی گروه ماما را دستگیر می کنند و تصمیم می گیرند که او را برای بازجویی به دادگستری ببرند اما ماما از این مسئله مطلع می شود و کنترل ساختمان را به دست می گیرد و آن را قفل می کند و بعد از پروسه طولانی جنگ و خونریزی قاضی درد موفق می شود ماما را به بدترین شکل می کشد.
این فیلم در اصل دومین اثر سینمایی است که از روی کمیک ها ساخته شده است. در قرارهای اولیه سازندگان بر آن بودند که این فیلم در نیمه اوت نمایش داده شود اما تریلر این فیلم با چنان استقبالی رو به رو شد که سازندگان زمان نمایش را آن را به سپتامبر منتقل کردند. این فیلم بسیار شبیه به فیلم هجوم رستگاری است.

دانشنامه آزاد فارسی

دَرد (pain)
احساسی که فرد را از وجود اثری مضر بر بدن یا درون بدن آگاه می سازد. ممکن است براثر محرک هایی مثل ضربه، التهاب، و حرارت ایجاد شود. عصب های مخصوصی درد را منتقل می کنند. این احساس همچنین دارای اجزایی روان شناختی است که در مراکز بالاتر مغز تنظیم می شوند. مسکّن ها داروهایی اند که برای رفع درد مصرف می شوند. پیام درد به صورت تکانه های الکتریکی از طریق عصب های حسی به مغز می رسد. با رسیدن این تکانه ها به شکاف بین دو یاختۀ عصبی، تغییرات زیست شیمیایی عبور تکانه از شکاف را کنترل می کنند. همچنین، این تغییرات ممکن است باعث افزایش یا کاهش توجه به پیام ها یا کم و زیادشدن شدت آن ها شوند. مهم ترین نوع ناقل های درد نوروپپتیدی به نام مادۀ پی است که در برخی از قسمت های طناب نخاعی بیشتر یافت می شود. این ترکیب در ماهی ها هم یافت شده است و شواهد نشان می دهند ترکیباتی که برای انسان دردآورند، مثل سم زنبور، در حشرات و عنکبوتیان(مثلاً در عنکبوت ها)هم واکنش های مشابهی ایجاد می کنند. اعصاب منتقل کنندۀ حس درد با عصب های منتقل کنندۀ حس لامسه فرق می کنند. به همین سبب، در بیماری هایی مثل سیرنگومیلی ممکن است اندامی حس درد نداشته باشد، ولی حس لامسه طبیعی باشد. چنین اندام بی حسی به شدت درمعرض عفونت های ناشی از بریدگی یا خراش هایی است که فرد آن ها را حس نمی کند.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] دُرد. دُرد: مواد ناخالص ته نشین شده ی مایعات را می گویند.
این واژه به ضم دال و سکون راء خوانده می شود. کاربرد فقهی از عنوان دُرد، به مناسبت در باب تجارت سخن گفته اند. حکم دُرد در معامله مایعاتدر معامله ی مایعاتی همچون روغن و شیره، در صورتی که دُرد آن بیشتر از مقدار متعارف نباشد، خریدار، حقّ فسخ معامله یا گرفتن ارش، ندارد؛ امّا اگر بیشتر از حدّ متعارف باشد و خریدار قبل از معامله از آن آگاهی نداشته باشد، عیب به شمار می رود و خریدار می تواند معامله را فسخ کند یا ارش آن را بگیرد.
[ویکی فقه] درد (ابهام زدایی). درد ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: درد (به فتح دال) به فتح دال به معنی احساس ناراحتی از آسیب در بدندرد (به ضم دال) به ضم دال به معنی مواد ناخالص ته نشین شده مایعات
...
[ویکی فقه] درد (به ضم دال). دُرد به ضم دال مواد ناخالص مایعات است. از آن به مناسبت در باب تجارت سخن گفته اند.
دُرد مواد ناخالص ته نشین شده مایعات می باشد.
احکام درد
در معامله مایعاتی همچون روغن و شیره، در صورتی که دُرد آن بیشتر از مقدار متعارف نباشد، خریدار، حق فسخ معامله یا گرفتن ارش ندارد؛ امّا اگر بیشتر از حدّ متعارف باشد و خریدار قبل از معامله از آن آگاهی نداشته باشد، عیب به شمار می رود و خریدار می تواند معامله را فسخ کند یا ارش آن را بگیرد.
[ویکی فقه] درد (به فتح دال). دَرد، نوعی واکنش بدن در مقابل صدمات وارده می باشد. عنوان یاد شده به مناسبت در باب قسم و حدود به کار رفته است.
احساس ناراحتی از آسیب در بدن است.
احکام درد
← احکام درد در باب قسم
۱. ↑ نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۳۵،ص۳۲۳-۳۲۵.
...

ویکی واژه

رنج، آزار.
ناخوشی، بیماری.
محنت، اندوه.
رسوب و ته نشست مایعات، به ویژه شراب.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم