لغت نامه دهخدا
چه کند بنده مخلص که قبولش نکنند
ما حریصیم به خدمت تو نمیفرمائی.سعدی.پند دلبند تو در گوش من آید هیهات
من که بر درد حریصم چه کنم درمان را.سعدی.عقلم گویددلا مگر نشنیدی
منع چو بیند حریصتر شود انسان.قاآنی.|| ثوب ٌ حریص ؛ جامه شکافته و کفانیده.