لغت نامه دهخدا
هر دمی شوری نیاوردی به پیش
برنیاوردی ز تلوین هاش نیش.مولوی.حق آن قدرت که بر تلوین ما
رحمتی کن ای امیر لونها.مولوی.جمله تلوینها ز ساعت خاسته ست
رست از تلوین که از ساعت برست.مولوی.
تلوین. [ ت َل ْ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بالا خیابان است که در بخش مرکزی شهرستان آمل واقع است و 200 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).