درود

لغت نامه دهخدا

درود. [ دُ ] ( اِ ) به معنی صلوات است که از خدای تعالی رحمت و از ملائکه استغفار و از انسان ستایش و دعا و از حیوانات دیگر تسبیح باشد. ( برهان ) ( از غیاث ) ( از آنندراج ) ( از جهانگیری ). با لفظ گفتن و فرستادن و رسیدن و رساندن و دادن مستعمل است. ( آنندراج )

فرهنگ معین

(دُ ) [ په. ] (اِ. ) ۱ - دعا، ستایش. ۲ - سلام، رحمت.
( ~. ) (اِ. ) ۱ - چوب، تخته. ۲ - درخت بریده شده.

فرهنگ فارسی

دعا، سلام، ثنا، نیایش، رحمت
( اسم ) ۱ - چوب تخته. ۲ - درخت.
ایستگاه راه آهن لرستان واقع در ۴۶۷ هزار گزی تهران

فرهنگ اسم ها

اسم: درود (پسر) (فارسی) (تلفظ: dorud) (فارسی: درود) (انگلیسی: dorud)
معنی: سلام، ثنا، ستایش، نیایش، دعا، رحمت، سلام و آفرین، سلام و آفرین بر تو ( شما ) باد
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم