کسر

لغت نامه دهخدا

کسر. [ ک َ ] ( ع مص ) شکستن چیزی را. || فروخوابانیدن چشم را. || کم تیمارداری کردن شتران را. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). || پر فراهم آوردن مرغ وقت فرود آمدن، منه: عقاب کاسر. ( از منتهی الارب ). فراهم آوردن مرغ بالها را و جمع کردن پرهای خود را و اراده فرود آمدن کردن و قیل: کسر الطائر جناحیه کسراً، در وقتی گویند که بالها را جهت فرود آمدن بهم منضم کند و چون جناحین را ذکر نکنند گویند کسر الطائر کسوراً. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || دوتا کردن وساده را و تکیه نمودن بر آن. || یکان یکان فروختن کالا را. ( از ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || فرار دادن گروه را و شکست بر آنها وارد آمدن. ( از ناظم الاطباء ). هزیمت کردن سپاه را. ( از اقرب الموارد ). || کسره دادن و به کسر خواندن [ کلمه را ]. ( از ناظم الاطباء ). الحاق کردن کسره را به حرف. ( از اقرب الموارد ). || بازگشتن از مراد و مقصود. ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). گویند کسرت الرجل عن مراده؛ ای صرفته عنه. ( ناظم الاطباء ). || نقض کردن و مخالفت کردن وصیت شخصی را، کسر فلان الوصیة. || کسرالشعر؛ لم یقم وزنه. ( از اقرب الموارد )

فرهنگ معین

(کَ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. )شکستن، شکستگی، رخنه، شکاف. ۲ - (اِ. ) حرکت زیر و کسره. ۳ - عددی که کمتر از واحد صحیح باشد.

فرهنگ فارسی

۱ - ( مصدر ) شکستن خرد کردن. ۲ - ( اسم ) شکت شکستگی: ( ز کسری که در طاق کسری فتاد جهان پایه ای در درستی نهاد ). ( ظهوری ) یا کسر عظم. شکستگی استخوان. یا کسر شائ ن. کاسته شدن شائ ن و شخصت کسی در نظر دیگران: ( همچو مستان کز شکست نرخ می خوشدل شوند دوستان را مطلب افتادست کسر شائ ن ما ). ( معز فطرت ) ۳ - ( اسم ) رخنه شکاف. ۴ - ( اسم ) کم آمدن چیزی یا پولی بهنگام تراز کردن حساب کمبود. ۵ - ( اسم ) یکی از حرکات حروف کسره زیر و علامت آن است. ۶ - چون واحد را بعددی از اجزای متساوی تقسیم کنیم و یکی از این اجزائ یا چند جزو آنرا اختیار نماییم حاصل را کسر گویند. ۷ - عددی ناقص که بین دو عدد صحیح قرار گیرد مقابل عدد صحیح. توضیح: ۱ - در اصطلاح کسر را بمعنی عدد کسری و مقابل عدد صحیح بکار برند و بین کسر و عدد کسری تفاوتی نمی گذارند. توضیح: ۲ - کسر را بدین طریق مینویسند: عددی را که باید تقسیم شود در زیر خطی ( بنام خط کسری ) مینویسند و آنرا مخرج گویند و عددی را که باید از آن برداشته شود در بالای خط مینویسند و آنرا صورت نامند مثلا ۵/۶ جمع: کسور جمع: کسورات. یا کسر اعشاری. ( برخ. دهدهی ) اگر واحدی را به ۱٠ یا ۱٠٠ یا ۱٠٠٠ و امثال آنها جزو مساوی قسمت کنیم و چند قسمت آنرا بر داریم این کسر را ( کسر اعشاری ) گویند مقابل کسر متعارفی. مثلا چوبی را به ۱٠ قسمت کنیم و ۳ قسمت آنرا بر داریم گویند سه قسمت از ۱٠ قسمت را برداشته ایم و آنرا چنین نویسند: ۳/. و تلفظ کنند: سه دهم. یا کسر متعارفی. اگر واحدی را بچند جزو مساوی ( غیر اعشاری ) قسمت کنیم و یک یا چند جزو آنرا بر داریم گوییم کسری از واحد برداشته ایم و این کسر را متعارفی نامند مقابل کسر اعشاری. برای نمایش دادن کسر متعارفی خطی افقی کشند و واحدی را که بچند قسمت کرده اند عد. آن قسمت ها را زیر خط مزبور نویسند و چند قسمت را که برداشته اند عد. آن قسمتها را بالای خط مذکور نویسند مثلا اگر سیبی را به ۴ قسمت نمایند و سه قسمت آنرا بر دارند کسر را اینطور نویسند: ۳/۴ که خوانده میشود: سه چهارم. یا کسرو انکسار. فعل و انفعال فعل وان ینفعل
کاسر و کاسره

فرهنگستان زبان و ادب

{fraction} [ریاضی] خارج قسمت دو کمیت متـ. بَرخه 2 * مصوب فرهنگستان اول

دانشنامه آزاد فارسی

کَسْر (fraction)
در ریاضیات، تعداد قسمت های برداشته شده از کُل، وقتی کُل به چند قسمت برابر تقسیم شود. معمولاً تعداد کل قسمت ها (مخرج) را زیر یک خط افقی با نام خط کسری، و تعداد قسمت های برداشته شده (صورت) را بالای آن خط می نویسند. خط کسری ممکن است مورب باشد که در این حالت، صورت را در سمت چپ و مخرج را در سمت راست آن می نویسند. این مفهوم اولیۀ کسر است، ولی در حالت کلی لازم نیست صورت از مخرج کوچک تر باشد. کسر سره کسری است که صورت آن کوچک تر از مخرجش باشد و کسر ناسره کسری است که صورتش بزرگ تر از مخرجش باشد. ترکیبی به شکل ۰/۵ کسر محسوب نمی شود، زیرا یک شیء را نمی توان به صفر قسمت برابر تقسیم کرد. ازنظر ریاضی، حاصل تقسیم هر عدد بر صفر بی نهایت است. کسر متعارفی یا ساده کسری است که صورت و مخرجش دو عدد صحیح باشند، یعنی به صورت کسری نباشند. کسر اعشاری یا دهدهی کسری است که مخرجش توانی از ده باشد. چنین کسری معمولاً با حذف مخرج و استفاده از ممیز اعشاری نوشته می شود، مانند ۰.۰۴ که معادل۱۰۰/۴ است. رقم های سمت راست ممیز اعشاری نشان دهندۀ صورت های کسرهایی متعارفی با مخرج های، ۱۰۰، ۱۰۰۰ و غیره اند. بیشتر کسرها را می توان به صورت کسر اعشاری نشان داد، مثلاً ۰.۳۳۳۰۰۰=۳/۱. کسر را عدد گویا نیز می نامند که به معنای عددی است که نسبت دو عدد را نشان می دهد. هر عدد صحیح را می توان به شکل کسری با مخرج ۱ نمایش داد.
جمع و تفریق. برای جمع و تفریق کسرها باید مخرج مشترک گرفت. یعنی عددی به دست آورد که بر مخرج های همۀ کسرهای مورد نظر قابل قسمت باشد. کوچک ترین مخرج مشترک ۱۲ است. سپس، صورت و مخرج هر کسر باید در حاصل تقسیم مخرج مشترک بر مخرج آن کسر ضرب شود. آن گاه می توان صورت ها را با هم جمع یا ازهم تفریق کرد: اگر عددهای صحیحی در جریان محاسبه ظاهر شوند، می توان اول آن ها را جمع یا تفریق کرد.
ضرب و تقسیم. نخست باید همۀ عددهای مخلوط را به کسرهای ناسره تبدیل کرد. سپس، برای ضرب، صورت ها درهم و مخرج ها درهم ضرب می شوند تا نتیجه به دست آید. برای تقسیم، عمل مشابهی صورت می گیرد، با این تفاوت که کسر دوم پیش از ضرب کردن معکوس می شود.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم