چلیم. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ ) چیزی که تنباکو در آن گذاشته آتش بر آن نهند. ( آنندراج ). مرادف چلم. ( از آنندراج ). مأخوذ از هندی چلم و سرغلیان. ( ناظم الاطباء ). در لهجه بلوچی قلیان : ما چو طغرا بهواداری مینامئلیم دستیار نی بدبوی چلیم اینجا کیست ؟.باقر کاشی ( از آنندراج ).رجوع به چلم شود.
فرهنگ معین
(چَ ) [ هند. ] (اِ. ) سر قلیان .
فرهنگ عمید
۱. نوعی قلیان. ۲. سر قلیان گلی.
فرهنگ فارسی
نوعی ازغلیان، سرغلیان گلی ( اسم ) گیاهی از رد. پیوسته گلبرگان که خود تیر. جدا گانه ای را شبیه به تیر. زیتونیان تشکیل میدهد و آن در مرداب میروید و دارای گلهای تنها و چهار قسمتی است ابو قرنین شاه بلوط آبی .