چلیم

لغت نامه دهخدا

چلیم. [ چ َ / چ ِ ] ( اِ ) چیزی که تنباکو در آن گذاشته آتش بر آن نهند. ( آنندراج ). مرادف چلم. ( از آنندراج ). مأخوذ از هندی چلم و سرغلیان. ( ناظم الاطباء ). در لهجه بلوچی قلیان :
ما چو طغرا بهواداری مینامئلیم
دستیار نی بدبوی چلیم اینجا کیست ؟.باقر کاشی ( از آنندراج ).رجوع به چلم شود.

فرهنگ معین

(چَ ) [ هند. ] (اِ. ) سر قلیان .

فرهنگ عمید

۱. نوعی قلیان.
۲. سر قلیان گلی.

فرهنگ فارسی

نوعی ازغلیان، سرغلیان گلی
( اسم ) گیاهی از رد. پیوسته گلبرگان که خود تیر. جدا گانه ای را شبیه به تیر. زیتونیان تشکیل میدهد و آن در مرداب میروید و دارای گلهای تنها و چهار قسمتی است ابو قرنین شاه بلوط آبی .

ویکی واژه

سر قلیان.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم