لغت نامه دهخدا
ودود. [ وَ ] ( اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی. ( ازغیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) :
با طلب چون ندهی ای حی ودود
کز تو آمد جملگی جود و وجود.مولوی.دست حاجت چو بری پیش خداوندی بر
که کریم است و رحیم است و غفورست و ودود.سعدی.رحمت بارخدایی که کریمست و لطیف
کرم بنده نوازی که غفور است و ودود.سعدی.