نیکی. ( حامص ) خوبی. حسن. مقابل عیب و بدی. صفت خوب و پسندیده
فرهنگ فارسی
۱- خوب بودن خوبی نیکویی: مقابل بدی: (( هر دانش - اگر دانستن نیکی بود و اگر دانستن بدی آن دانش خوبست. ) ) ۲ - نیکو کاری. ۳ - ثواب: (( اگر یک نیکی بود از بند. مومن... آن مضاعف کند. ) ) ۴ - احسان بخشش. ۵ - زیبایی جمال. ۶ - سعادت. یا فرمودن نیکی. امر معروف.