لغت نامه دهخدا
نوبر. [ ن َ / نُو ب َ ]( ص مرکب، اِ مرکب ) نوبرآمده. ( جهانگیری ) ( از برهان قاطع ). نورس. ( انجمن آرا ).هر گیاه و نبات پیش رس که نو برآمده باشد. ( ناظم الاطباء ). گیاه و درخت نورس که تازه دمیده و بالیده باشد. تازه سال. نودمیده. نوشکفته. نوبالیده