لغت نامه دهخدا
ای حجت بنشسته به یمگان و سخنهات
در جان و دل ناصبیان گشته چو پیکان.ناصرخسرو.نیست سر پرفساد ناصبی شوم
ازدر این شعر بل سزای فسار است.ناصرخسرو.خازن علم قران فرزند شیر ایزد است
ناصبی گر خر نباشد زاوش چون باید رمید.ناصرخسرو.رجوع به نواصب شود.