میزانسن

لغت نامه دهخدا

میزان سن. [ س ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) ( اصطلاح تئاتر ) صورت خارجی دادن اثری غنایی یا درام یا سناریو به صورت صحنه نمایش یا فیلم. تنظیم صحنه ها و نظارت بر همه امور فنی و هنری یک نمایشنامه یا سناریو.

فرهنگ معین

(سِ ) [ فر. ] (اِ. ) تنظیم جای استقرار هنرپیشگان و وسایل صحنه اعم از دکور و غیره .

فرهنگ عمید

در سینما و تئاتر، تنظیم صحنه و امور فنی و هنری یک نمایشنامه.

فرهنگ فارسی

( میز آن سن ) ( سم ) صورت خارجی دادن اثری غنایی یا درام یا سناریو بصورت صحنه نمایش یا فلیم تنظیم صحنه ها و نظارت بر همه امور فنی و هنری یک نمایشنامه یا سناریو .
صورت خارجی دادن اثری غنای یا درام یا سناریو به صورت صحنه نمایش یا فیلم

دانشنامه عمومی

میزانسن ( به فرانسوی: mise en scène ) اصطلاحی فرانسوی است که ریشه در تئاتر دارد و از آنجا به سینما نیز وارد شده و به همان صورت در بسیاری از زبان های دیگر از جمله انگلیسی به کار می رود. این اصطلاح از سه واژه mise ( قرار دادن ) ، en ( روی ) و scène ( صحنه ) تشکیل شده که روی هم، معنیِ به صحنه آوردن را می دهد که گاهی از واژه جمع و جور صحنه بندی برای توصیف آن در زبان فارسی استفاده می شود که به چیدمان صحنه اشاره دارد. در زبان فرانسه به کسی که مسئولیت میزانسن را به عهده دارد متورانسن ( metteur en scène ) گفته می شود. در حوزه تئاتر بطور کامل و دقیق: «به زمان و محل یا محلهای ورود و خروج هر بازیگر ( یا هر جنبنده ای ) و همچنین محل قرار گیری هر یک از بازیگران ( یا هر جنبنده ای ) در هر لحظه از نمایش بر روی صحنه را میزانسن گویند. »در حوزه سینما عموماً تعریف دقیقی از میزانسن در دسترس نیست، ولی به هر حال همه آن چیزی است که جهان بصری فیلم و فضای کلی آن را شکل می دهد؛ بنابراین صدا، موسیقی، روایت ( قصه، فیلمنامه ) و تدوین ( مونتاژ ) جزء میزانسن محسوب نمی شود. عناصر میزانسنِ سینمایی عبارتند از طراحی صحنه، نور، لباس، آرایش بازیگران، دکور، ترکیب بندی قاب تصویر، حرکت و فضا، که تصمیم گیری در مورد همه آن ها به عهده کارگردان ( فیلمساز ) ، مدیر فیلمبرداری و طراح صحنه است. میزانسن در تعریف کلی هر آنچیزیست که در مقابل دوربین فیلمبرداری واقع است.
در لغت به معنای به روی صحنه آوردن است و در اصلاح وسیله ای است در اختیار کارگردان تا به کمک آن تصویرسازی کرده و فکر مورد نظر نویسنده و برداشت خود از متن نمایشنامه را به مخاطب منتقل کند. به عبارت دیگر وسیله ای است که تماشاگر را از بیرون به درون نمایش هدایت می کند. یعنی به تماشاگر کمک می کند تا به وسیله آنچه قابل مشاهد است ( عناصر عینی ) به ذهنیات و دنیای درون شخصیت ها، محتوای داستان، چگونگی کشمکش بین اشخاص بازی و سایر عناصر درونی نمایش دست یابد.

دانشنامه آزاد فارسی

میزانْسِن (mise en scène)
دخالت در فضای محسوس و مادی. اصطلاحی فرانسوی که ابتدا در تئاتر کاربرد داشت، و معنی آن اجرا و به تحقق درآوردن نمایش نامه بود. در سینما به بخشی از کار فیلم سازی که بر روی صحنه انجام می گیرد (مانند بازی بازیگران، نورپردازی، ترکیب اشیای صحنه و مانند این ها) اطلاق می شود.

ویکی واژه

[نمایش]، [سینما] 
تنظیم جای استقرار هنرپیشگان و وسایل صحنه اعم از دکور و غیره

فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم