مضار. [ م َ ضارر ] ( ع اِ ) ج ِ مضرة. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بمعنی گزند و نقصان است. ( غیاث ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) : با خود گفتم ای نفس میان منافع و مضار خویش فرق نمی کنی. ( کلیله چ مینوی ص 45 ).
قدرتت چون زبون نواز شود
صولتت چون رود به دفع مضار .وحشی ( دیوان ص 202 ).
(مَ رّ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ مضرت .
= مضرت
جمع مضرت
( اسم ) جمع مضرت : ۱ - زیانها ۲ - گزندها . یا دفع مضار . ازبین بردن مضرات و گزندها : قدرتت چون زبون نواز شود صولتت چون رود بدفع مضار ... ( وحشی . )
[ویکی الکتاب] معنی مُضَارٍّ: زیانبار(از مصدر مضارة است که به معنای ضرر رساندن به غیر است)
ریشه کلمه:
ضرر (۷۴ بار)
جِ مضرت.