محروم کردن

فرهنگ فارسی

( مصدر ) محروم داشتن : ز سرو قد دلجویت مکن محروم چشمم را باین سرچشمه اش منشان که خوش آبی روان دارد . ( حافظ )

ویکی واژه

diseredare
privare
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم