لغت نامه دهخدا
مانک. [ ن َ ] ( اِخ ) ناحیتی است [ به هندوستان ] به چین و موسه پیوسته و این هرسه ناحیت را با چینیان حرب است و چینیان بهتر آیند. ( حدود العالم ).
مانک. [ ] ( اِخ ) رجوع به «ابوعبداﷲبن مانک » در همین لغت نامه شود.
مانک. [ ] ( اِخ ) مانک علی میمون ( یا مانک بن علی میمون ) مردی بسیارمال از کدخدایان غزنین بود. ( تاریخ بیهقی چ فیاض ص 128 ). و رجوع به همین مأخذ ص 128، 129 و 211 شود.