علوم اجتماعی
دانشنامه عمومی
دانشمندان اثبات گرا، از روش هایی مشابه با روش های علوم طبیعی به عنوان ابزارهایی برای فهم جامعه استفاده کرده اند، لذا آن ها علم را به معنای دقیق مدرن خود تعریف می کنند. در مقایسه، دانشمندان تفسیرگرای علوم اجتماعی ممکن است از جامعه شناسی انتقادی یا تفسیر نمادین استفاده کنند تا این که بخواهند به طور تجربی، نظریات ابطال پذیر بسازند و بدین طریق با علم در معنای وسیع ترش رفتار کرده اند. در دنیای امروزین فضای دانشگاهی، محققان اغلب گزیده عمل می کنند، یعنی از چندین روش استفاده می کنند ( به عنوان مثال تحقیقات کمی و کیفی را با هم ترکیب می کنند ) . عبارت «تحقیق اجتماعی» نیز ماهیت مستقلی برای خود پیدا کرده است، چرا که متخصصان از تخصص های مختلف در اهداف و روش های آن با هم اشتراک دارند.
تاریخ علوم اجتماعی در عصر روشنگری بعد از ۱۶۵۰ میلادی آغاز می شود، در آن دوره بود که درون فلسفه طبیعی انقلابی شکل گرفت، این انقلاب، چارچوب مبنایی که به اشخاص می گفت چه چیز «علمی» است و چه چیز نیست را دچار تغییر کرد. علوم اجتماعی از فلسفهٔ اخلاق آن زمان بیرون آمد و تحت تأثیر انقلاب هایی چون انقلاب صنعتی و انقلاب فرانسه قرار گرفته بود. علوم اجتماعی از تحول در علوم ( تجربی و عملی ) ، یا بنیان های نظام مند دانش یا چشم اندازهای عملی مرتبط با ارتقاء در سطح اجتماعی گروهی از عناصری ایجاد شد که با هم برهم کنش می کنند.
آغاز علوم اجتماعی در قرن هجدهم میلادی در دایرةالمعارف بزرگ Diderot، منعکس شده، در مقاله ای از آن که ژان ژاک روسو و دیگر پیشتازان آن زمان نوشته اند. رشد علوم اجتماعی در دیگر دایرةالمعارف های تخصصی نیز منعکس شده است. دورهٔ مدرن اولین استفاده از «علوم اجتماعی» به عنوان یک زمینه مفهوم مجزا را شاهد بود. علوم اجتماعی تحت تأثیر اثبات گرایی قرار گرفت، لذا از گمانه زنی های متافیزیکی اجتناب شد. اگوست کنت از اصطلاح علوم اجتماعی برای توصیف این علم استفاده کرد. آگوست کنت تحت تأثیر ایده های چارلز فوریه ازین دانش به فیزیک اجتماع نیز یاد کرده است.
دانشنامه آزاد فارسی
مجموعه ای از رشته های دانشگاهی، با هدفِ مطالعه در خصوصِ چگونگی رفتار و اعمال افراد و گروه ها و دلایل آن ها. این اصطلاح را اوگوست کنت در قرن ۱۹ وضع کرد. علوم اجتماعی در دانشگاه ها عموماً مشتمل اند بر جامعه شناسی، اقتصاد، انسان شناسی، علوم سیاسی و روان شناسی. اندیشۀ غربیان دربارۀ جامعه از عقاید و افکار نظریه پردازانی چون افلاطون، ارسطو، ماکیاولی، روسو، هابز و لاک متأثر بوده است. اما مطالعۀ جامعه به دورۀ مهم فکری در قرن ۱۸ موسوم به روشنگری، انقلاب های صنعتی و سیاسی قرن های ۱۸ و ۱۹ و نیز به فلسفۀ اخلاقی پوزیتیویسم (اثبات گرایی) باز می گردد. اوگوست کنت کوشید علم مطالعۀ جامعه را به منزلۀ یکی از رشته های علوم دقیقه بنیاد نهد که مانند علوم طبیعی قابلیت پیش بینی داشته باشد، اما این علم با علومی چون تاریخ، جغرافیا، حقوق، فلسفه و زیست شناسی مشترکات زیادی دارد. اگرچه متفکرانی چون مارکس کوشیدند که به کمک نظریه ای فراگیر، مطالعۀ جامعه را از زوایای مختلف آن میسر کنند، تاکنون هیچ نظریه ای همچون نظریه های آلبرت اینشتین در فیزیک و چارلز داروین در زیست شناسی، در علوم اجتماعی صورت بندی نشده است. این که آیا مطالعه دربارۀ مردم، می تواند یا باید قالبی علمی (به مفهوم علوم طبیعی) داشته باشد، از جمله مناقشه های دوران معاصر بوده است.