شیک

لغت نامه دهخدا

شیک. ( ص ) شل را گویند یعنی دست و پای که در آن گیرایی و قدرت رفتار نباشد. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( برهان ) :
چون برافروزی رخ از باده کله سازی یله
دستهایم شیک گردد پایهایم شیشله.بلعمی.|| سست و کاهل و ناتوان. ( ناظم الاطباء ).
شیک. ( فرانسوی ، ص ) واژه فرانسوی ، در فارسی به معنی خوش لباس و دارای سر و وضع مرتب بکار می رود. گاه نیز این صفت را برای اشیاء زیبا و جالب توجه بکار می برند: خانه شیک ، مبل شیک و غیره. ( فرهنگ لغات عامیانه ). زیبا. قشنگ. ظریف. || نیکوجامه. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

[ فر. ] (ص . )۱ - زیبا، قشنگ . ۲ - ظریف . ، ~ و پیک بسیار مرتب و آراسته .

فرهنگ عمید

۱.دارای لباس و ظاهر آراسته، خوش پوش.
۲. (صفت ) زیبا و لوکس: خانهٴ شیک.

فرهنگ فارسی

قشنگ، زیبا، رعنا، ظریف
( صفت ) ۱ - زیبا قشنگ ظریف . ۲ - نیکوجامه .
شل را گویند یعنی دست پای که در آن گیرایی و قدرت رفتار نباشد .

دانشنامه عمومی

شیک (برند). شیک ( انگلیسی: Schick ) شرکت لوازم بهداشتی آمریکایی است، که در سال ۱۹۲۶ تأسیس شد.

ویکی واژه

elegante
زیبا، قشنگ.
ظریف. ؛ ~ و پیک بسیار مرتب و آراسته.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم